تبليغاتX
یادی کن

پاتوقی برای آشنایان و دوستان و فامیل
                                                               سلام به همه

سلام به همه /به آقایون و خانوما /به بچه ها و بزرگترا /به عمو و دایی و خاله و عمه...

به آقای رئیس و خان باجی و اونایی که الان اسمشونو تو وبلاگ دیدم

دایی محمد عزیزم/ عمو افشین با معرفتم / خاله شهلای نازنینم/ عمو بهروز دوست داشتنی/ امین آقای joker/ مریم خانم / آقا قاسم / حتی اون آقا ناشناسه که نظر میده 

به همه سلام میکنمو آرزوی موفقیت و پیشرفت برای همه دارم

میبایست پیش از اینها عرض ادب میکردم

شرمنده که یه کم دیر شد

خوشحالم که میتونم با کمک وبلاگمون یه هو و با یه تیر صدها نشون بزنم و با یه سلام به همه عرض ارادت کنم. انگار که یه بلندگو گرفته باشی دستتو بصحبتی

 

                       خوشحال میشم اگه گذرتون به تبریز افتاد ببینمتون

                                                                                                                                                         محسن حیدری

                                                                                                                                                         ۰۹۱۲۴۲۵۷۳۸۲

                                                                                                             moh3n6873@yahoo.com

+ نوشته شده در  شنبه 1387/01/31ساعت 14:55  توسط اسفندیار  | 

 
کنفرانس خبری مدیرعامل سایپا برگزار شد
پول آب را باید بدهیم،
 پول برق جدا
پول رایحه را هم
باید بدهیم، جدا!
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/01/29ساعت 1:49  توسط اسفندیار  | 

- بابام جان ! کل تورم همین حدودا بود، بیخود شلوغش نکنین.


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/01/28ساعت 1:58  توسط اسفندیار  | 


- این گوجه ها رو کنار گذاشتم برای میوه فروشی محله آقای رئیس جمهور

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/01/28ساعت 1:53  توسط اسفندیار  | 

ترکه تو مشهد بچه اش گم ميشه، هرچی میگرده اونو پیدا نمی کنه، نذر مي كنه و ميگه: يا امام رضا دستم به دامنت، اینبار بچه ام پيدا بشه، ديگه من غلط كنم بيام مشهد

به ترکه ميگن ايميل داري؟ميگه نه خيلي ممنون همین الان ناهار خوردم!

اصفهانيه ميره سربازي وقتي برميگرده بابا و داداشش رو ميبينه كه با كلي ريش جلوي در هستند ميزنه زير گريه و ميگه من طاقت ندارم بگين چي شده، باباش ميگه پسره ناخلف چرا ريش تراشو با خودت برده بودي

ترکه تو موزه لوور فرانسه خسته ميشه يه صندلي خالي ميبينه ميره ميشينه. مامور موزه با سرعت به طرفش مياد و بهش ميگه: آقا پاشو اين صندلي ناپلئونه!!!
ترکه ميگه: خُب بابا! هر وقت اومد بلند ميشم


يكي داشته تركه رو ميزده و هي داد ميزده مي كشمت اكبر می کشمت اکبر.
يكي مياد ميگه چرا ميزنيش؟ تركه كه داشته كتك ميخورده ميگه ولش کن بابا بذار بزنه من كه اكبر نيستم


يه اصفهاني ميخواسته پول به كسي بده دستش مي لرزيده . میگن زودباش، چرا مي لرزي ؟؟
ميگه : آخه ميخوام پول بدم آمو ، جون كه نميخوام بدم كه يهو بدم



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/01/28ساعت 1:6  توسط اسفندیار  | 

یادم باشد فردا، حتما دورکعت راز بگویم با او ، و بخواهم ازاو ،که مرا دریابد ودل از هرچه سیاهی است بشویم فردا...
 
یادم باشد فردا ، حتماْ صبح بر نور سلامی بکنم ، سیصدوشصت و چهار غفلت را فراموش کنم ، قلب خالی کنم از کینه این مردم خوب ُوسلامی بدهم بر خورشید...
 
یادم باشد فردا دم صبح ، خواب را ترک کنم٬ زودتر برخیزم ، چای را دم بکنم٬ و درایوان حیاط سفره راپهن کنم در جوار گل یاس٬ نان و چایی بخورم برکت را بتکانم به حیاط ، یاکریمی بخورد...
 
یادم باشد فردا ، حتماْ ناز گل را بکشم٬ حق به شب بو بدهم ونخندم به ترک های دل هر گلدان، چوبدستی به تن خسته گل هدیه کنم، حوض را آب کنم و دعایی به تن خسته این یاغ نجیب...
 
یادم باشد فردا ، حتماْ به دل کوزه آب ٬ که بدان سنگ شکست بستی از روی محبت بزنم ، تا اگر آب در آن سینه پاکش ریزند ٬ آبرویش نرود و رخ آینه را، با آهی پاک کنم  تا  مرا خوب نشاند در خویش، و در آن  آینه خواهم خندید، خاطر آینه از اخم به تنگ آمده است ...
 
یادم باشد از فردا صبح ، جور دیگر باشم ، بد نگویم به هوا ٬آب٬زمین ٬ مهربان باشم با مردم شهر و فراموش کنم هرچه گذشت٬ خانه دل بتکانم از غم ،و به دستمالی از جنس گذشت، بزدایم دیگر، تاری گرد کدورت از دل ، مشت را باز کنم تاکه دستی گردد وبه لبخندی خوش ٬دست در دست زمان بگذارم...
 
یادم باشد فردا دم صبح ، بر نسیم از سر صدق، یک سلامی بدهم وبه انگشت نخی خواهم بست ، تا فراموش نگردد فردا، زندگی شیرین است ٬ زندگی بایدکرد ٬ گرچه دیراست ولی... کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزم ، باشد، به سلامت ز سفر برگردد، بذر امید بکارم بردل ، لحظه را در یابم، من به بازار محبت بروم فردا صبح ، مهربانی خودم عرضه کنم، یک بغل عشق از آن جا بخرم...
 
یادم باشد فردا ، حتماْ به سلامی دل همسایه خود  شاد کنم٬ بگذرم از سر تقصیر رفیق، بنشینیم دم در٬ چشم بر کوچه بدوزم با شوق، تاکه شاید برسد همسفری ٬ ببرد این دل من را با خود، و بدانم که دگر ، قهر هم چیز بدیست ...
 
یادم باشدفردا ،حتماْ باور این را بکنم، که دگر فرصت نیست، وبدانم که  اگر دیر کنم مهلت نیست، و بدانم  روزی خواهم رفت وشبی هست مرا ، که نباشد پس از آن فردایی...
 
 یاد من باشد اگر فرداباز غفلت کردم ، آخرین لحظه فرداشب، من به خود باز بگویم این را ، یادم باشد فردا، حتماْ دورکعت راز بگویم با او ، صبح بر نور سلامی بکنم ، پرده از پنجره ها بردارم ...
 آه ـ ای غفلت هر روزهء من ، من به هر سال که بر من بگذشت، غرق اندیشه آن فردایی ، که نخواهد آمد...
کتایون
 
+ نوشته شده در  جمعه 1387/01/23ساعت 7:37  توسط اسفندیار  | 

حضور با سعادت همه  شما عزیزان عارضم ، اون روزی که ما این وبلاگ رو پی ریزی میکردیم ، احساسمون این بود که شما هم مثل ما برای داشتن یه وبلاگ خونوادگی در پوست خودتون نمی گنجید

البته دوستانی که روی صحبتم با اوناست لطف بفرماین و خودشونو به کوچه علی چپ نزنن !!!

همون اول کاری ، ما کلی پیش رییس کلاس گذاشتیم  که فامیل ما پر از نویسنده و شاعر و طراح و طناز و وبلاگ نویس و دکتر و مهندس و صد البته دکتر بعد از این و مهندس بعد از این و ........ ایناست و همه منتظرن تا بیان وبلاگی درست کنن تووووووووپ .........

اون روز که ما کارو شروع کردیم ، نزدیکای آخر سال بود و به عبارتی سر همه شلوغ

هی هر روز منتظر میموندیم و در نهایت به خودمون نهیب میزدیم که :"بابا مردم گرفتارن " اگر چه ، ما که میدونستیم دلتون لک زده بود برای کامنت گذاشتن ، اما فرصت نمیکردین!

هر چند ، چند نفری از بزرگان تنهامون نذاشتن و هی به ما افتخار دادن و هی خوشحالمون کردن و ما هی به داشتن چنین فامیلایی افتخار کردیم

اما باز به دلایل نا معلومی بعضی هاشون یه کم ، کم لطف شدن

بهر حال حالا که عید رو پشت سر گذاشتین و عیدی هاتونو هم گرفتین سیزده رو هم که به سلامتی در کردین و ........ دیگه منتظر چی هستین؟

گیرم بچه ها درس و کنکور دارن ، بزرگترا چی؟......... همه چیزو گردن این بنده خداها نندازیم

ساکت و آروم بشینین یه گوشه و هی  کامنت بذارین ، پسورد اینجا رو هم که فقط خواجه حافظ شیرازی نداره !

پست هم بذارین تا به همه نشون بدین که چقدر اکتیوین ....... دیگه عصر ، عصر رایانه و وبلاگ و یاهو مسنجرو چیپس و این حرفاست...........

راستی یه نکته جدیدی فهمیدم!

دیشب رییس میگفت : تو که بیکاری یه کم به این وبلاگ برس!

متوجه نکته شدین ؟ ای بابا چطور متوجه نشدین؟ یعنی بین فامیل و دوست و آشنا از همه بیکارتر منم

تا اومدم از خودم دفاع کنم و صدامو بلند کنم و بگم کی گفته من بیکارم.....؟؟؟رییس صداشو بلند تر کرد که چه خبره؟ ملت خوابن..........!

راستی به نظر شما هم ملت خوابن؟؟؟!!!

دفعه بعد برای تک تکتون دعوتنامه میفرستم

سر راهت نشینم تا بیایی

ارادتمند همه شما

خان باجی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/01/20ساعت 18:20  توسط اسفندیار  | 

مردی که در 7 روز 7000 کیلومتر را در 70 ساعت طی کرد
آن مرد کیست؟
راجع به آن مرد هم در وبلاگ بنویسید

(به قید قرعه به پاسخ صحیح جایزه داده میشود)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/01/20ساعت 10:59  توسط اسفندیار  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/01/20ساعت 1:23  توسط اسفندیار  | 

مشعل المپيک خاموش شد
به گزارش خبرگزاري فرانسه از پاريس به گفته رئيس پليس پاريس ، مشعل المپيک امروز دوشنبه حدود ساعت سيزده و سي دقيقه به وقت محلي (‌يازده و سي دقيقه به وقت گرينويچ ) در حدود ساختمان تلويزيون فرانسه واقع در جنوب غربي پايتخت به دلايل فني خاموش شد.
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/01/20ساعت 1:17  توسط اسفندیار  | 

موفقیت های ورزشی آرژانتین فریاد علیه سلطه استعمار است
رئیس‌جمهوری اسلامی ایران در پیامی به «دیه‌گو آرماندو مارادونا» ستاره فوتبال آرژانتین اظهار کرد: ما می‌دانیم که قهرمانی جوانان آن دیار در عرصه‌های ورزشی به ویژه فوتبال نشانه استعداد ژرف و ارزشمند آن ملت‌ها و فریاد علیه عقب‌ماندگی‌های ناشی از سلطه استعمار است.

به گزارش مهر،  در پیام دکتر محمود احمدی‌نژاد به مارادونا آمده است: از ابراز لطف آن جناب نسبت به ملت حق‌طلب و انقلابی ایران و اینجانب صمیمانه تشکر می‌کنم.

آمریکای لاتین سرزمین ملت‌های پاک، خون‌گرم، صمیمی و مظلوم است که تازیانه چند صدساله استکبار، زخم‌های عمیقی بر پیکر او نشانده است.

رئیس جمهور در بخش دیگر این پیام آورده است: ما از فشارهای سنگین سیاسی که امروز به دولت و ملت آرژانتین برای دست کشیدن از حقوق قانونی و عزت و استقلال خود و مواجه قرار دادن دولت آرژانتین با دیگر دولت‌های مستقل، آزاد و انقلابی وارد می‌شود به خوبی اطلاع‌ داریم و مطمئن هستیم که ملت خوب و دولتمردان و سیاستمداران انقلابی آن دیار همراه با سایر ملت‌های صمیمی آمریکای لاتین با وحدت و هوشمندی به مقاومت شکوهمند خود ادامه می‌دهند و بدخواهان را ناکام خواهند گذاشت.

ما همواره درکنار شما هستیم و ایمان داریم که آینده ازآن ملتهاست.ما می‌دانیم که قهرمانی جوانان آن دیار در عرصه‌های ورزشی به ویژه فوتبال نشانه استعداد ژرف و ارزشمند آن ملت‌ها و فریاد علیه عقب‌ماندگی‌های ناشی از سلطه استعمار است.

دکتر احمدی نژاد دراین پیام تاکید کرد: ملت ایران همواره حرکت آزادی‌خواهانه و رهایی‌بخش ملت‌های آمریکای لاتین علیه استبداد و نظام سلطه را ارج نهاده و از آن حمایت نموده است.

ما از اینکه شاهد اوج‌گیری روزافزون فضای بیداری، عدالت‌خواهی و استقلال‌طلبی در آن منطقه مهم از جهان هستیم خدای بزرگ را سپاسگزاریم.

یک بار دیگر از خدای متعال برای جناب‌عالی که فرد پرآوازه ‌ای هستید توفیق خدمت به ملت بزرگ آرژانتین و برای ملت‌های آمریکای لاتین به ویژه آرژانتین، پیروزی، پیشرفت و موفقیت مسألت دارم.

گفتنی است "دیه ‌گو مارادونا" اواخرسال گذشته با حمایت از ملت ایران، پیراهن شماره 10 تیم ملی را که به وی اختصاص داشت، امضا و آن را از طریق سفیر جمهوری اسلامی ایران درآرژانتین تقدیم رئیس‌جمهور کرد که این اقدام وی بلافاصله با فشار لابی‌ های صهیونیست‌ها در این کشور مواجه شد.
 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/01/18ساعت 1:10  توسط اسفندیار  | 

يه روز پسره از باباش ميپرسه: بابا، ماه نزديكتره يا اصفهان؟
بابا ميزنه پس گردنش و ميگه: آخه مونگول، معلومه ديگه! تو از اينجا ميتوني اصفهان رو ببيني؟؟؟

به ترکه می گن وقتی یونس گم شد چی شد؟
میگه سازمان یونس کو تاسیس شد.

اگه گفتی توی کلاس ترکها را چه جوری تشخیص می دهند؟
وقتی معلم تخته را پاک می کنه اونا هم دفتراشون را پاک می کنند

مرد : تو چطوریه که ما وقتی دعوامون میشه عصبانی نمیشی؟
زن : آخه من خودمو کنترل می کنم
مرد : چه جوری؟
زن : میرم کاسه توالت را میشورم
مرد : این چه ربطی به دعوای ما داره؟
زن : آخه اونو با مسواک تو می شورم

اولی : آقا این همسایه ما عجب آدم بی ملاحظه ای هستش! ساعت دو بعداز نصفه شب با مشت می کوبید به دیوار اتاقمان
دومی : عجب مردم آزارهایی هستند حتما نذاشت بخوابی
اولی : نه، خوشبختانه خواب نبودم داشتم شیپور تمرین می کردم

فرق شهرداري با صدا و سيما چيه؟ اولي آشغال جمع مي کنه دومي آشغال پخش مي کن

از یک جاهله مي پرسن ( قدس سره ) يعني چه ؟
یک كمي فكر میکنه ميگه : فكر كنم يه چيزي تو مايه های دمت گرم باشه

ترکه كولر خونش خراب ميشه به زنش ميگه : چند دفعه گفتم پنج شش نفري جلوي کولر نشینید

به ترکه ميگن دو دو تا چندتا میشه
ميگه حساب و ولش کن، کلمه بگو جمله بسازم

دیوانه اولی: کی اومدی؟
دیوانه دومی: پس فردا.
دیوانه اولی: پس فردا که هنوز نیومده.
دیوانه دومی: می دونم چون کار داشتم، زودتر اومدم

از: امین ابراهیمی

+ نوشته شده در  شنبه 1387/01/17ساعت 22:31  توسط اسفندیار  | 

سلام

جای همه شما خالی بود .

خرمشهر ۲۶ سال پس از آزادی هنوز کاملا بازسازی نشده و هستند کسانی که در چنین خانه هایی زندگی میکنند .

مسیر سفر :

همدان - کرمانشاه - اسلام آباد غرب - کرند -  سرپل ذهاب - قصر شیرین - خسروی - گیلانغرب - ایوان - ایلام - صالح آباد - مهران - قلاویزان - چنگوله -  دهلران - موسیان - فکه - چزابه - بستان - دهلاویه - سوسنگر - اهواز - پاسگاه زید - شلمچه - خرمشهر - آبادان - جزیره مینو - شوشتر - رامهرمز - باغملک - ایذه - شهرکرد - اصفهان

انشاا... در سفرهای بعدی با ما همراه باشید .

خوشحال میشیم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/01/11ساعت 22:0  توسط اسفندیار  | 

سلام به همه

جای همه خالی

مشهد دعاگوی  فامیلها و دوستان بودیم .

برای همه سلامتی و شادی آرزو کردیم انشا... نصیب همه بشه .

محمد اطهاری

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/01/11ساعت 2:22  توسط اسفندیار  | 

سلام
سال 1387را به تمام فامیل تبریک و آرزوی سلامتی دارم
دوستدار همیشگی شما بهروز
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/01/08ساعت 0:19  توسط اسفندیار  | 

من هم خوشحالم که این وبلاگ باز شده و ما میتوانیم از حال هم دیگه با خبر بشیم ومن امیدوارم که حال معین خوب بشه وسال نو هم مبارک

دوستدار شما

 داریوش

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/01/08ساعت 0:18  توسط اسفندیار  |